نــــــازک دل مــــــــن را به چــــــه دادی؟ مـــــــــــرا با حـــــــال زارم رهـــــــا کـــــــردی به مـــــن تنــــهایی را اموختــــــــی در ان روز که تنــــــــــها بــودم تمــــــــام سبــــزه ها در دشت تنـــــــهایی برایم اشــــک ریختند در ان غروب تنهایی دریا موج زد برای غمم رفتم در کنار ساحل دور از تو به تو اندیشیدم با چـــوبی در خــــــاک کشیدم عکس قلبـــــت در قلبــــم *0.ع*0.ش*0.ق*0.م*0.ن*0.بـــ*0.ی*0.ا*0. نمی تــــــوانم بگویــــــــم چون نیامـــــــدی دیـــــــــگر دوستـــــــت ندارم چـــــــون احســــــــــاس میــــــ کنـــــم هر چــــــه قدر بیشتر ازتــــو دورم بیشتــــــــر ![]()
نوشته شده توسط دنیا در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 ساعت 12:47 موضوع | لينک ثابت
گریه درمــــــــان دل سوخته ام
پس بگــــــــذار گریــــــــــه کنـــــــــم
وقتی نیستـــــــــی گریــــــــــــه یــــارم است
گریـــــــه میکــــــــنم تا ارام شـــــــوم
اما این جماعــــــــت چرا نمی فهمند درد مرا ؟
چـــــــه کـــــــنم؟
گریه می کنم اما اتش عشقــــــــم شعله ورتر میشود
داغ دلم تـــــــــازه تر
نیستی دست برشانه هایم بکشی تا ارام شوم
تا کی گریــــه کنم
دیگر اشکی برایم نمانده
چشمانم کم سو شده
دیدن برایم سخت است
اما تو در قلبــــــمی
چهره ات را تمام وجودم گرفته
بیا .......بیــــــا.......!
با گریه و صدایی گرفته تورا فریاد میزنم
ای عــــــــــــــــشق من
تو را می خواهـــــــــم
بس است دیگر با دلم بازی کردن
بیا در اغوشــــــــم بگیر
بیا ویرانه های زندگی را به اتش بکشیم
طاغتـــــــــــم سر امده
فقط تو راز وجـــــــودم هستی
بدون تو من دیــــــــگر هیچ نیستم
خستــــــــــــه ام برگرد
صدای فریـــــــادم را همه شنیدند
تو هم میشنـــــــــــوی
پس بیـــــــــــــــا
نوشته شده توسط دنیا در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 13:37 موضوع | لينک ثابت
این اهی برامده از قلبم است
وقتی عکست را میدیدم
وقتی عکست را می بوسیدم
مثل کوه اتشفشان می جوشید
این خروش برامده از دل از فراغ تو بود![]()
از دوریت
تا کی دوریت را متحمل شوم بس است نمی توانم دیگر
اما برای یکبار هم که شده در کنارم باشی
وتو نیز در اغوشم بگیری
بالشتم را در اغوش می فشردم تا اغوش گرم تو را حس کنم
اغوش گرم تورا هیچ چیز نمی تواند جای بگیرد
داستان منو تو مثل داستان یوسف وزلیخا شده
زلیخا ولی ،اولش عاشق نبود دنبال هوس بود![]()
اما من از اولش فقط عاشق بودم باور کن فقط عاشق
بدنبال هیچ چیز جز وجود خودت نیستم![]()
میشود روزی یوسف من هم به کنعان قلبم باز گردد
این تنها عشقی است که با ان احساس گناه نمی کنم![]()
تنها عشقی که دوست دارم فریادش بزنم
نوشته شده توسط دنیا در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 18:50 موضوع | لينک ثابت
آخرين نوشته ها
درباره وبلاگ

دوست دارم فقط من باشم واون.......
واون خدایی که بال سرمونه................
دوست دارم از عشقمون لذت ببره ............
دوست دارم عاشقانه باهامون باشه..............
همه ی ستاره ها برای عشقمون جشن میگیرن.....
دریا موج میزنه از ته قلب من..................................
اسمون خروشان میشه از ته دلم.......................
اما حالا بعد همه ی اینها .........................
هنوز بهم نگفته دوستم داره یا نه............
اما برای من مهم نگاه مهربونشه.........
حتی اگه بگه بهم فکر نمی کنه.......
بازم عاشقشم.......................
دوست ندارم غیر از اینا چیزی بگم ...........
فقط دوست دارم عشقمو فریاد بزنم............
در ضمن هر کسی دوست داره از بهترینهای من باشه منو با اسم وبلاگم لینک کنه
وخبر بده تا لینکش کنم........ممــــــــنـــــــــونم.......
فهرست اصلي
دوستان
*0..0*اتیش(مینا جون)*0..0*
*0..0*دنیای من (نیلووووجون)*0..0*
*0..0*احسان وفاطمه جون*0..0*
*0..0*یه تک درخت تنها توغربت بیابون*0..0*
*0..0*غربتکده ی تنهایی(سرور جون)*0..0*
*0..0*ترانه(نیلوفرجون)*0..0*
*0..0*رز صورتی تنها...!؟*0..0*
*0..0*عاشق تنها*0..0*
*0..0*عاشقانه(فرنوش عزیز)*0..0*
*0..0* کد جاوا برای شما*0..0*
نوشته هاي پيشين
POWERED BY